|
درباره ![]() من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم ... اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم ... پيوندها پيوندها ي روزانه نويسندگان آرشيو مطالب شهریور 1388 اردیبهشت 1388 مهر 1387 فروردین 1387 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 آذر 1384 مهر 1384 آرشيو موضوعي طراح قالب
|
قتل
طرح قتل تو تو ذهنم خیلی وقته رژه می ره جالبه! یکی به دست اونکه عشقشه می میره
صحنه ی اول ، پلان ِ من و اضطراب و چاقو صحنه ی دوم، رسیدن ِ تو از عمق هیاهو
لحظه ی رسیدن ِ تو، صحنه ی طلوع چشمات بازی چاقو تو دستام، لحظه ی ضربه زدن/ کات
این یه برداشتِ سریعه، واسه گریه فرصتی نیس یه گریم ِ خونی بسه بکشی رو چشمای خیس
صحنه، یه نمای باز از خاطره، عاشقی، تو، من یادی از روزای رفته، این طرف لحظه ی مُردن
آخه تو خودت می گفتی که می خوای واسم هدر شی بعد مرگت که رها شی می تونی ستاره تر شی
مرگ یه سهمیه که آدم یه روزی اونُ می گیره یه روزی دنیا میادو یه روزی باید بمیره
یه پلان ، جون کندن توس، زوم ِ دوربین روی چشمات من ولی قبل ِ تو مُردم، ما همیشگی شدیم/کات
میثم یوسفی.
:: نویسنده :
مِنی'
|
لینک مطلب
|
پرنده مردني است
دلم گرفته است
فروغ
:: نویسنده :
مِنی'
|
لینک مطلب
|
شهیار قنبری
دوستم داشته باش بادها دلتنگ اند چشم ها بي رنگ اند شهر ها مي لرزند ياد ها مي گندند سبز باش از آواز عشق بازي با ساز بيشتر از باران داغ چون تابستان شادتر خواهم شد بارور خواهم شد برگ را باور کن باغ را از بر کن آب ، آبي تر بود زخم ، شرم آور بود رود از تب مي سوخت باغچه گل مي دوخت
دوستم داشته باش عطر ها در راهند ... آه ....چه کوتاهند
:: نویسنده :
مِنی'
|
لینک مطلب
|
رمه ام گم شده است...
همه را....
شهیار قنبری.
:: نویسنده :
مِنی'
|
لینک مطلب
|
|
|
This Template Designe By TemplateFA - All Righte Reserved By laklak.Blogfa.Com |