تبليغاتX
bibiyebilab
bibiyebilab
چه می تواند باشد مرداب؟...جز جای تخم ریزی حشرات فساد

درباره

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم ...
اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم ...

پيوندها

پيوندها ي روزانه

نويسندگان

آرشيو مطالب

آرشيو موضوعي

طراح قالب

احسان فيروزكوهي

حسین پناهی

 

مادربزرگ
 گم كرده ام در هياهوي شهر
آن نظر بند سبز را
كه در كودكي بسته بودي به بازوي من
در اوين حمله ناگهاني تاتار عشق
 خمره دلم
 بر ايوان سنگ و سنگ شكست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پاي راه رفت
من چشم خورده ام
 من چشم خورده ام
من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم
 

:: نویسنده : مِنی' | لینک مطلب |

باز این ترانه ها را عشق است

رخش سرخ باد پا را عشق است

عشق درگیر غروب درد است

باز هم طلوع مارا عشق است

آی از خانه ی زخم و گریه

غربت بغض گشا را عشق است...

آی از آب و هوای بی عشق

بادبان ناخدا را عشق است

اهل بی مرزترین دریا باش

آی اهل همه جارا عشق است

از غزل باخته گان میترسم

شعرهای بی هوا را عشق است

ای قشنگ سازها آوازها

روزهای بی عزا را عشق است...

 

شهیار...

:: نویسنده : مِنی' | لینک مطلب |

فروغ

تمام روز ‚ تمام روز
رها شده ‚ رها شده چون لاشه اي بر آب
 به سوي سهمناك ترين صخره پيش مي رفتم
 به سوي ژرف ترين غارهاي دريايي
 و گوشتخوارترين ماهيان
و مهره هاي نازك پشتم
 از حس مرگ تير كشيدند
نمي توانستم ‚ ديگر نمي توانستم
صداي پايم از انكار راه بر مي خاست
و يأسم از صبوري روحم وسيعتر شده بود
 و آن بهار و آن وهم سبز رنگ
كه بر دريچه گذر داشت با دلم مي گفت
نگاه كن
تو هيچگاه پيش نرفتي
تو فرو رفتي
 ...

:: نویسنده : مِنی' | لینک مطلب |

This Template Designe By TemplateFA - All Righte Reserved By laklak.Blogfa.Com